از نانوایی محل نان میگرفتیم و او به قول معروف ما را میشناخت و میدانست که ما برای کجا نان میگیریم، لذا یک ذره به قول معروف خمیر را ناخن میزد. خمیر همان خمیری بود که برای همه میپخت ولی
کتابخاطرات خادمان و پاسداران امام خمینی (س)صفحه 153 برای ما را کمی ناخن میزد، همین. خلاصه نان راکه میآوردیم، گاهی وقتها آقا سوال میکردند که آیا این نانی را که شما آوردهاید، نانوایی همین نان را به دیگران هم میدهد؟ برای همه همین کار را میکند؟ روزی ما واقعیت را گفتیم که آقا میدانند ما برای کجا نان میگیریم لذا آن را برشتهتر میکنند و یک ذره بیشتر ناخن میزنند. فرمودند: دیگر از آن نانوایی نان نگیرید. بروید از یک نانوایی دیگر نان تهیه کنید، از یک نانوایی نان بخرید که شما را نشناسند و بین خانواده من و دیگران تفاوت قائل نشوند. این زندگی علیوار است و روح بلند و والای امام را میرساند.
کتابخاطرات خادمان و پاسداران امام خمینی (س)صفحه 154