قصه حیوانات
دوستان موش کوچولو، توی یک نان زندگی میکردند و وقتی گرسنه میشدند، یک گاز از خانهشان را میخوردند!
موش کوچولو با خودش گفت:«این خانه خیلی زود تمام میشود. باید بروم و برای خودم یک خانهی دیگر درست کنم.
او تصمیم گرفت مثل یک سنجاقک روی برگها زندگی کند.
اما موش کوچولو، سنگین بود و نمیتوانست روی برگها بخوابد.
مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 386صفحه 22