پرتال امام خمینی (س)/گفتگوی ۱۴۳: مرحوم آیتالله زینالعابدین باکویی، از شاگردان امام خمینی(ره) و از امامان جمعهای بود که با حکم حضرت امام به این مسؤلیت گماشته شدند. آیتالله باکویی بیش از ۲۰ سال امام جمعه منصوب حضرت امام در فریدونکنار و منشأ خدمات ارزندهای در زمان حیات امام راحل و پس از آن بود.
بر این اساس در ایام دومین سالگرد وی، با آیت مهدی مهدوی مازندرانی از دوستان صمیمی و هم درس و بحثهای قدیمی ایشان به گفتوگو نشستیم و از ایشان خواستیم تا پیرامون ابعاد علمی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن مرحوم برایمان صحبت کند:
مایلیم در ابتدا، بهصورت مختصر، درباره نحوه آشناییتان با مرحوم آیتالله باکویی بشنویم و سپس گفتوگو را ادامه دهیم.
آشنایی ما از همان ایام طلبگی شکل گرفت. بنده اهل مازندران، از بابل و اطراف آن هستم، و مرحوم آیتالله باکویی از منطقهای ییلاقی در اطراف سوادکوه بودند که هم به ساری متصل میشود و هم به پل سفید. آنجا منطقهای است به نام هزارجریب یا دو هزارجریب که ایشان در همان جا زندگی میکردند. پدر بزرگوارشان، مرحوم آیتالله باکویی نیز در همان منطقه سکونت داشتند.
پس از اینکه به قم آمدیم، یعنی در سال ۱۳۳۵، چند سالی گذشت تا با ایشان آشنا شدیم. دقیقاً بهخاطر ندارم که ایشان پیش از آن در قم بودند یا همان سال آمده بودند، اما این آشنایی از همان اوایل حضور ما در قم آغاز شد و در مسیر درس و بحث ادامه پیدا کرد. این ارتباط، کموزیاد، تا زمان وفات ایشان برقرار بود. گاهی ایشان در قم بودند و ما مشغول به کار در جای دیگر، و گاهی بالعکس.
لطفاً در مورد ورود ایشان به قم توضیح بیشتری بفرمایید و همچنین ارتباطشان با حضرت امام از چه سالی شکل گرفت؟ آیا ایشان درس امام را نیز درک کردند؟
بنده خودم در سال ۱۳۴۱ یا ۱۳۴۲، یعنی زمانی که نهضت انقلاب آغاز شد، با امام ارتباط داشتم.
درباره درس، سطح بنده در همان سالهایی که امام قرار بود تبعید شود، یعنی در حدود سال ۱۳۴۰ یا ۱۳۴۲، به پایان رسید. بله، اواخر ۱۳۴۰ بود که درس سطح را تمام کردیم و تازه درس خارج را آغاز نمودیم. امام در همان زمان، پس از آزادی از زندان ۱۵ خرداد، مجدداً درس خارج خود را آغاز کردند. البته بحث دراینخصوص مفصل است و جای آن اینجا نیست. در هر حال، پس از آزادی امام، ابتدا شرایطی فراهم شد که برخی تصور میکردند ایشان با حکومت سازش کردهاند، اما پس از سخنرانیهای ایشان، مشخص شد که چنین چیزی صحت ندارد. چند ماهی گذشت و ایشان درس خود را در تابستان، در منزل، با تدریس احکام مسافر آغاز کردند.
شرکت بنده در درس امام محدود به حدود یک سال یا شش ماه بود و تازه وارد درس خارج شده بودم. اما از نظر فعالیتهای انقلابی، از سال ۱۳۴۱ یا ۱۳۴۲ در جریان بودیم و به پخش اعلامیه و فعالیتهای تشکیلاتی مشغول بودیم.
درباره مرحوم آیتالله باکویی به نظر میرسد که عمده حضور ایشان در درس خارج، در یکی دو سال پایانی تدریس حضرت امام بوده است. اما در کنار درس امام، بیشتر در جلسات درس آیتالله گلپایگانی و آیتالله آملی نیز شرکت داشتند و میتوان گفت که شاگرد اصلی این دو بزرگوار محسوب میشدند.
عمده اساتید ایشان چه کسانی بودند؟
در دروس سطح نیز نزد اساتید بزرگی تحصیلکرده بودند. درس لمعه را نزد مرحوم آیتالله ستوده گذراندند، اصول و کفایه را نزد آیتالله اعتمادی و آیتالله فاضل، و مکاسب را نزد آیتالله مکارم شیرازی آموختند. همچنین، درس کفایه را نزد مرحوم آیتالله سلطانی طباطبایی گذراندند و در درس خارج، از مراجع بزرگی همچون آیتالله بروجردی بهره بردند و به تحصیل ادامه دادند.
در آن دوره شما و آیتالله باکویی به عنوان نسل جوان حوزه مطرح بودید. دلیل گرایش نسل جوان به دروس امام در آن دوره چه بود؟
در درس امام، دو خصوصیت برجسته وجود داشت. نخست اینکه حضرت امام بسیار منظم بودند، بهگونهای که کلاس ایشان دقیقاً سر ساعت و بدون کمترین تأخیر آغاز میشد. دوم اینکه درس ایشان محل اجتماع دانشجویان و طلاب با استعداد و زرنگ بود. بسیاری از جوانان باانگیزه، درس امام را بهعنوان محل ملاقات علمی خود انتخاب میکردند. دلیل این امر، سبک تدریس ایشان بود که مباحث را با دقتی بالا، دستهبندی شده و منظم ارائه میدادند و جمعبندی ایشان، فهم مسائل را برای شاگردان آسانتر میکرد. همین ویژگیها موجب شد که درس امام، در میان جوانان و فضلای حوزه، رونق ویژهای پیدا کند، بهطوری که باوجود مراجع و اساتید دیگر، درس ایشان از استقبال گستردهتری برخوردار بود.
مرحوم آیتالله باکویی از نظر علمی چگونه بود؟
از نظر علمی، ایشان تحصیلات بسیار خوبی داشتند و از همان ابتدا بادقت و نظم درس میخواندند. در مراحل مقدماتی که شامل نحو، صرف، لغت، منطق و دیگر علوم ابتدایی حوزه است، با جدیت تمام درس میخواندند. همانطور که معروف است، اگر فردی از ابتدا این مباحث را دقیق و اصولی بیاموزد، مسیر علمیاش تا سطوح عالی هموار خواهد بود. در غیر این صورت، ممکن است در ادامه راه با مشکلاتی مواجه شود، چنانکه برخی افراد به دلیل ضعف در ادبیات عرب، در مراحل بعدی تحصیل دچار مشکل میشوند. اما مرحوم آیتالله باکویی از همان ابتدا، بادقت کامل و تحتنظر اساتید برجستهای همچون مرحوم آیتالله ستوده، آیتالله فاضل، آیتالله مکارم و دیگران تحصیل کردند.
ایشان در درسخواندن، مطالعه شخصی منظم و دقیقی نیز داشتند و در انتخاب اساتید، وسواس خاصی به خرج میدادند. برای مثال، بنده و برخی از دوستانم برای تکمیل ادبیات عرب نزد مرحوم نحوی که استاد برجستهای بود، رفتیم و این نشان میدهد که در آن زمان، طلاب جدی و مستعد، همواره به دنبال یادگیری عمیق بودند.
از نظر تدریس، ایشان از همان مراحل ابتدایی شروع کردند. ابتدا ادبیات را تدریس کردند، سپس چندین بار حاشیه را تدریس نمودند و رفتهرفته بهعنوان یکی از اساتید مطرح حوزه شناخته شدند. تدریس ایشان همواره بادقت و وسواس خاصی همراه بود، بهطوری که بسیاری از فضلای قم و شهرستانهای دیگر از شاگردان ایشان بوده و همچنان به فضل علمی ایشان اذعان دارند.
پس از مدتی، تدریس خارج فقه و اصول را نیز آغاز کردند و شاگردان بسیاری را پرورش دادند. بیانی شیوا و قدرت انتقال بالای ایشان، موجب شد که جایگاه علمی والایی در حوزههای علمیه کسب کنند.
از نظر دیانت و تقوا، ایشان فردی پایبند به اخلاق اسلامی بودند. نهتنها در درس و تدریس دقت داشتند، بلکه در رعایت مسائل اخلاقی همچون پرهیز از غیبت و رعایت حقوق دیگران نیز نمونهای بارز از یک عالم ربانی محسوب میشدند.
لطفا از همراهی ایشان با نهضت و مبارزه بفرمایید.
در زمینه انقلاب، ایشان از جمله افرادی بودند که در مسیر مبارزه و حمایت از نهضت امام خمینی (ره) گام برداشتند. پس از پیروزی انقلاب، از ایشان برای پذیرش مسئولیت امامجمعه درخواست شد و حضرت امام نیز این مسئولیت را به ایشان واگذار کردند. بنده تصور میکنم که اگر ایشان در قم میماندند، آینده علمی درخشانتری میداشتند، اما بههرحال وظیفه و تکلیف را بر هر چیز دیگر مقدم دانستند و مسئولیت را پذیرفتند. از نظر امام، کسانی که توانایی پذیرش مسئولیت را داشتند، اما از انجام آن سرباز میزدند، در حق انقلاب خیانت میکردند.
به طور خلاصه، آیتالله باکویی از همان ابتدا، مسیر علمی خود را با دقت و جدیت طی کردند، از اساتید برجسته بهره بردند، تدریس را بهعنوان یک رسالت دنبال کردند و در تربیت شاگردان موفق بودند. از نظر دیانت و تقوا، فردی نمونه بودند و در مسیر انقلاب، وظیفه خود را بهخوبی ایفا کردند.
آیتالله باکویی حتی در سختترین شرایط جسمی و بیماری، تدریس را ترک نمیکردند. درحالیکه بسیاری از افراد در چنین وضعیتی فعالیتهای خود را تعطیل میکردند، ایشان تا آخرین لحظات حیات، باوجود ناتوانی، با روی ویلچر در کلاس حاضر میشدند و درس را ادامه میدادند.
ایشان ارتباط نزدیکی با حلقههای مبارزاتی در مازندران داشتند و به طور مرتب به این منطقه سفر میکردند. قبل از پیروزی انقلاب، در ایام مبارزات، علاوه بر توزیع اعلامیهها، به تبلیغ آرمانهای انقلاب میپرداختند. یکی از برنامههای ثابت ایشان، سفر هفتگی به روستای نصرآباد کاشان بود. پنجشنبه غروب به این روستا میرفتند، شب جمعه و صبح جمعه مراسم دعای ندبه را برگزار میکردند و سپس باتحمل مشقت بسیار، روز جمعه به محل اقامت خود بازمیگشتند. این برنامه را حتی در سختترین شرایط نیز ترک نمیکردند، بهگونهای که در همان دوران، اکثر مردم آن روستا مقلد امام خمینی (ره) شدند.
پس از انقلاب، هنگامی که برخی بزرگان از جمله آیتالله فاضل لنکرانی و حتی آیتالله منتظری از ایشان خواستند که به قم بازگردند، ایشان با تأکید بر وظیفه خود، از پذیرش این درخواست سرباز زدند و همچنان در محل مسئولیت خود باقی ماندند. تدریس برای ایشان نهتنها یک وظیفه، بلکه بخشی از هویتشان بود. هرجا که بودند، کلاس درس تشکیل میدادند و معتقد بودند که یکی از رموز موفقیتشان، استمرار در تدریس است.
ایشان نهتنها دروس جدید را مطالعه میکردند، بلکه بهعنوان یک روش علمی، مباحث قبلی را نیز تدریس میکردند تا هم خودشان مرور داشته باشند و هم دیگران بهرهمند شوند. روزی که یکی از طلاب جوان با افتخار به ایشان گفت که استادی پیدا کرده که بعد از نماز صبح در حرم، درس صمدیه به او میدهد، آیتالله باکویی پاسخ دادند که در دوران طلبگی خود، قبل از اذان صبح سه یا چهار درس مختلف را مطالعه و تدریس میکردند. این روحیه، نشاندهنده جدیت و عشق ایشان به علمآموزی بود.
پایبندی ایشان به تدریس، به حدی بود که حتی در شرایط بحرانی نیز کلاس خود را تعطیل نمیکردند. بهعنوان نمونه، زمانی که پدر همسرشان از دنیا رفت، باوجود این حادثه، درس را ترک نکردند و تنها خانواده را برای شرکت در مراسم ترحیم فرستادند.
یکی از شاگردان ایشان که در دانشگاه معارف تدریس میکرد، نقل میکرد که آیتالله باکویی در قم، هنگام تدریس میگفتند: «اگر روزی به کلاس نیامدم، تابوت من را به منزل ببرید!» این جمله، بیانگر میزان تعهد و عشق عمیق ایشان به تدریس بود. بدون شک، این پایبندی و استمرار در تعلیم، یکی از عوامل موفقیت و تأثیرگذاری علمی ایشان بوده است.
آیتالله باکویی در سالهای پایانی عمر، در حسینیه آیتالله مرعشی نجفی تدریس میکردند، جایی که جلسات درس ایشان چنان مورد استقبال قرار میگرفت که طبقه پایین و بالای حسینیه از طلاب و دانشجویان پر میشد. باوجود آیندهای درخشان در این مسیر، ایشان احساس تکلیف کردند و تدریس در آنجا را ترک کرده، به مأموریت خود پرداختند.
آیتالله باکویی سالها در دانشگاه آزاد بابل تدریس کردند و در این دوران، راهنمایی و مشاوره بیش از ۵۰ پایاننامه در مقاطع کارشناسیارشد و دکتری را بر عهده داشتند. اما فعالیت علمی ایشان تنها به دانشگاه محدود نبود. در همان سالهای اولیه، با تأسیس حوزه علمیه امام جعفر صادق (ع) در منطقه، گام بزرگی در تربیت طلاب و روحانیون برداشتند. برخی از شاگردان ایشان بعدها به شهادت رسیدند و برخی دیگر به مسئولیتهای مهم در حوزههای علمی و اجرایی دست یافتند.
با اینکه از اساتید سطوح عالی حوزه محسوب میشدند، در این حوزه از تدریس مقدمات شروع کردند. این تواضع علمی و عشق به تعلیم، باعث شد که ایشان بدون تکبر، از پایهترین مراحل علوم دینی، آموزش را آغاز کنند. علاوه بر طلاب، روحانیون منطقه نیز از کلاسهای ایشان بهره میبردند، و حتی در ساعات پیش از اذان صبح نیز به تدریس آنان میپرداختند.
از خدمات اجتماعی ایشان آیا خبر دارید؟
بله. علاوه بر فعالیتهای علمی، خدمات اجتماعی آیتالله باکویی نیز بسیار گسترده بود. در فریدونکنار و روستاهای اطراف، نقش مهمی در تأسیس مراکز علمی، فرهنگی و مذهبی ایفا کردند. ایشان در تأسیس مدارس، مساجد و حتی بیمارستانها تلاش فراوانی داشتند و در امور تبلیغی و فرهنگی منطقه نقشبرجستهای ایفا کردند. نکته مهم این بود که ایشان هیچگاه بابت سخنرانیهای خود هزینهای دریافت نمیکردند و این اقدامات را صرفاً بهعنوان یک وظیفه دینی انجام میدادند.
پس از انقلاب، ارتباط ایشان با مراجع تقلید مستحکم بود. ارادت خاصی به حضرت امام خمینی (ره) داشتند و به همین دلیل، مسئولیت امامت جمعه را پذیرفتند. سالها در این جایگاه در استان مازندران فعالیت کردند و تأثیرگذار بودند، بهگونهای که هم در فضای دانشگاهی و هم در حوزههای علمیه، مورداحترام بودند.
از شاگردان آیتالله باکویی چه کسانی را به خاطر دارید؟
آیتالله باکویی با بسیاری از علما و اندیشمندان حوزه علمیه و دانشگاه ارتباط داشتند. افرادی همچون آیتالله صادق لاریجانی، محسن وحید خراسانی، محمدحسن اختری، محسن فقیهی، محمدعلی صدوقی، محمدباقر لائینی (نماینده ولیفقیه در مازندران)، علیاکبر رشاد، غلامرضا فیاضی و دیگران از جمله کسانی بودند که در ارتباط علمی با ایشان قرار داشتند.
ایشان همچنین در تربیت شاگردان نقش مؤثری داشتند و برخی از آنان در مناصب علمی، اجرایی و سیاسی کشور تأثیرگذار شدند. از جمله شخصیتهایی که از محضر ایشان بهرهمند شدهاند، میتوان به مجید انصاری، حمید انصاری، حسن روحانی، علی فلاحیان و سید کمال حسینی اشاره کرد.
آیتالله باکویی، عالمی وارسته و معلمی دلسوز بود که در تمامی عرصههای علمی، فرهنگی و اجتماعی حضوری فعال داشت. عشق به تدریس، تواضع در تعلیم، خدمات گسترده اجتماعی و پایبندی به ارزشهای اسلامی از ویژگیهای برجسته ایشان بود. باوجود تمام سختیها و مظلومیتهایی که تجربه کردند، مسیر خود را بااخلاص ادامه دادند و تأثیر عمیقی در جامعه علمی و دینی بر جای گذاشتند.
.
انتهای پیام /*