مرجان کشاورزی آزاد
پاییز
باران میبارید و شهر پر از چترهای رنگارنگ بود.
باد میوزید و برگهای زرد را روی زمین میریخت.
خواهرم با چتر رنگارنگ از روی برگهای زرد، رد شد و به مدرسه رفت. من و مادرم، پشت پنجره بودیم وقتی باد میوزید و باران میبارید و خواهرم به مدرسه میرفت.
مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 401صفحه 18