هفته دفاع مقدس فرصتی برای یادآوری دلاورمردی و جانفشانی رزمندگانی است که با تمام هستی خود از اسلام ، ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی دفاع نمودند. ضمن پاسداشت ایثارگری همه کوشندگان راه اعتلای کلمه حق، توجه خوانندگان محترم را به خاطره ای از آن دوران سراسر شور و حماسه جلب می نماییم:

در آنوقت ما از نظر سیاسی و اجرائی در عرصه ایران وضعیت مطلوبی نداشتیم. صدام و عراق دقیقاً این نکته را فهمیده بودند، تنها نقش امام در حفظ نظام، نقش اول بود. امام در هدایت کشتی طوفان زده انقلاب و نظام نقش محوری، اساسی و اول را داشتند.

با توجه به مسائل داخلی و خارجی، از نظر سیاسی و نظامی و تبلیغاتی دشمن، جنگ فیزیکی و جنگ روانی که همه دنیا به حمایت از عراق برعلیه ایران راه انداخته بودند، امام شدیداً احساس خطر کرده بودند چرا که اوضاع آشفته سیاسی در داخل ایران از یک طرف، از هم پاشیدگی سیستم نظامی کشور از طرف دیگر و اینکه نیروهای انقلابی و خودی اعم از پاسداران انقلاب اسلامی، کمیتهها و همینطور نیروهای بسیجی، آموزش لازم و کافی را ندیده بودند و تجربه جنگی را نداشتند و متأسفانه هیچ کس در آن وقت توان و تدبیر اداره امور مختلف را در داخل و خارج نداشت، نه توانش را داشتند و نه تجربۀ کافی را و نه درایت لازم را از خود نشان میدادند، باعث نگرانی می شد.

اگر بخواهیم اوضاع انقلاب و نظام و کشور را در آن شرایط، یعنی در شهریور سال 1359 از نظر سیاسی تشبیه کنیم، همانند خانهای بود که پدر خانه میدید فرزندان صالح و ناصالحش به حق و یا به ناحق بایکدیگر به مشاجره و دعوا و زدو خورد پرداختهاند و در همان وقت و زمان، دزدان و غارتگران و دشمنان از فرصت استفاده کرده و دست به حمله وسیع و خشن و وحشتناکی به این خانه زده و همه چیز را غارت میکنند و میسوزانند و از بین میبرند و همچنان این فرزندان صالح و ناصالح به جان یکدیگر افتاده و مشغول به خود هستند و دست از آن مشاجرات برنمیدارند. این پدر دلسوخته که هوشیار و باتجربه است باید با تدبیر لازم و سریع و به هنگام این اوضاع را حفظ کند و همه چیز را در جای خود قرار دهد. او با درایت کامل ضمن هشدارهای لازم سعی در برقراری آرامش و به سر عقل آوردن فرزندان و برخورد با دشمنان خارجی میکند.

امام در آن فضا قرار گرفته بودند و طبیعتاً مسئولیتشان بسیار سخت و سنگین بود. امام در تمام این جبههها به صورت فعال اقدامات خود را شروع کردند. از طرفی تدبیر و راه انداختن امور نظامی و نیروهای مسلح و چگونگی اداره امور جنگ و تمشیت امور نظامی بود که علیرغم اینکه فرماندهی کل قوا را به عهده بنیصدر گذاشته بودند، اما چون او از شایستگی و صلاحیتهای لازم به خاطر خصلتهای فردی خودش برخوردار نبود، تصمیمگیری و سیاستگذاری جنگ را به عهده شورایعالی دفاع، با حضور عناصر دلسوز و شجاع و پرقدرت و جرأت قرار دادند که در میان آن ها چهرههایی همچون شهید دکتر چمران که از تجربه کافی نظامی برخوردار بود دیده میشد.

دوم سعی در رفع اختلافات و ایجاد همبستگی بین مسئولین نظامی و سیاسی و اجرائی کشور بود. سوم بسیج نیروهای رزمنده و ایجاد آمادگی ملی و سراسری برای پشتیبانی از جبهه و جنگ. چهارم شکستن سد خوف و ترس مردم در این جنگ فراگیر و سراسری. پنجم تقویت روحیۀ عامۀ مردم و دست زدن به یک جنگ روانی با دشمن و در نتیجه انداختن توپ در زمین دشمن به صورتی که دشمن سراپا مسلح و دشمنی که بخش عظیمی از سرزمینها را اشغال کرده، مبتلا به رعب و وحشت فزایندهای شود

و ایجاد ترس و بالاخره جدا کردن نیروهای خارجی اعم از کشورهای غربی و شرقی و همین طور کشورهای اسلامی که شامل کشورهای عربی و غیر عربی میشود از پشتیبانی عراق، به صورتی که آنها دست از حمایت و کمک کردن به عراق بردارند. داستان برخورد امام با حبیب شطی و سران کشورهای اسلامی در همین مقوله قرار میگیرد.

حضرت امام قبل از حمله عراق، با هوش و فراست فوق العاده خودشان متوجه نوایای خبیث و توطئههایی که صدام در سر داشت، شده بودند و لذا در همان روز سی و یکم شهریور به مناسبت آغاز سال تحصیلی سخنانی ایراد کردند و مطالبی فرمودند و نسبت به حمله و جنگ هشدار دادند. همان طوری که عرض کردم به مجرد اینکه جنگ آغاز شد حضرت امام بایستی امورات نیروهای مسلح را سروسامان می دادند و شخصاً چگونگی اداره امور جنگ را مشخص میکردند. اینجاست که در تاریخ 1359/7/1 یعنی کمتر از 24 ساعت از آغاز حمله سراسری عراق، پیامی را برای نیروهای مسلح و مردم صادر کردند.

امام همچون یک فرمانده با تجربه نظامی که تمام عمر خودش را در میدانهای مبارزه و فرماندهی گذرانده است بلافاصله تمام اموراتی که در ارتباط با این جنگ بود را در جملاتی بسیار کوتاه سعی کردند که حل و فصل کنند، هم تکلیف نظامیان را مشخص کنند، هم چارچوب برای فرماندهی کل قوا قرار بدهند و هم وظائف شورای عالی را دفاع معین کنند و هم آن اختلافاتی که بین سران کشور وجود داشت را مرتفع کنند و حداقل به صورت موضعی در این شرایط خاص از بین ببرند و هم مردم را در ارتباط با این وضعیت آماده و بسیج نمایند و هم برای رسانه های گروهی حد و مرز مشخص کردند و هم تکلیف جریانات ضد انقلاب و شایعه سازان را مشخص نمودند.

امام در ادامه کار وقتی احساس کردند بنیصدر و شورای عالی دفاع هماهنگی لازم را ندارند و تدبیر ضروری را به کار نمیبندند در تاریخ 1359/7/20 یعنی پس از گذشت سه هفته از شروع جنگ، پیام دیگری را صادر فرمودند که در آن چهارچوبههای کار مشخص شد.
منبع: کتاب سفیر امام و انقلاب، خاطرات حجت الاسلام و المسلمین محتشمی پور (در دست انتشار)